تبليغاتX
کتیبه
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو وبلاگ

وبلاگ Rss
کتیبه 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

 

New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

وضعيت در ياهو


مدیریت

موضوعات

لینک ها
گالري قالب وبلاگ
نرم افزار و بازی موبایل
انجمن آموزشی و تفریحی

 

لینکدونی
داف بیبی فیس
دل شکسته
بهار سر سبز
علوم و صنایع غذائی
ایستگاه خداحافظی
بو تو
بهشت ویران
جهنم
سلام خشک
دل نوشته ها (ارغوان)
داستان عشق
رسپینا
چیهلک
یادداشتهای من برای خدا
محشر
حقوق دان جوان
ققنوس دریا
دختر کوچولوی یاغی
دل نوشته های یک خانم مدیر
شمیم کوثر
هرچی دلت بخواد
کلام
دلشوره
سپیده شب(اشعار عاسقانه)
دختری با گوشواره های مروارید
ماه نیلو
فرصتی برای عشق ورزیدن
بارانکده
عشق تو
یک وبلاگه عاشقانه
حرفهای دل
قاطی پاتی
بیلی و لیلی
فریدون توللی
اشعار مهسا سماواتی با صدای خودش
اشعار احمد شاملو
سیمین بهبهانی
ایرج جنتی عطائی
اشعار اردلان سرفراز (حتما ببینید)
اشعار مریم حیدرزاده با صدای خودش
دیوان مهدی سهیلی
دیوان سهراب
فروغ
همه چیز در مورد شاهنامه
بیوگرافی نیما یوشیج
سایت فریدون مشیری
سایت رسمی احمد شاملو


غربت

 

دلم از دوری یاران گرفته

و ابر چشم من باران گرفته

فغان از رنج دوری غم غربت

که کارم در قفس سامان گرفته

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ سه شنبه 1387/04/25 ::

اندر حکایت پستهای تحولات 1و2 حکم و شاید وقتی دیگر

 

ضمن تقدیر و تشکر از همه دوستان عزیزی که به بنده محبت داشتند و با کامنتهای خود چه به صورت خصوصی و غیرخصوصی ابراز محبت کرده بودند باید عرض کنم به موجب یک توفیق اجباری در جزایر جنوبی مشغول به کارم و فرصت بسیار اندکی برای سر زدن به دوستان و گذاشتن پست در وبلاگم دارم البته قرار نبود این به اصطلاح ماموریت طویل مدت باشه ولی به خاطر یک پروژه در جزایر جنوبی کارم کمی طول میکشه به محض اتمام کارم در خدمت همه دوستان و عزیزان خواهم بود و توضیحات بیشتری در اتی خواهم داد

با تشکر شهرام

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ سه شنبه 1387/04/18 ::

شاید وقتی دیگر

 

 

شاید وقتی دیگر و شاید هم دیگر هیچ

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ چهارشنبه 1387/04/12 ::

حکم

 

یه برگه یه حکم چند روز ماموریت

تا اطلاع ثانوی

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ شنبه 1387/04/08 ::

هفته

شنبه ام در حسرت دیروز گذشت

 

روز دیگر آمد و آنهم  گذشت

 

صبح یکشنبه چو آمد بی دریغ

 

آسمان دل من پر شد ز میغ

 

چون دوشنبه از در آمد بی شکیب

 

در میان انجمن خود را بدیدم یک غریب

 

اه از روز سه شنبه ، روز تکرار شکست

 

روز از یاد رفتن ما ، چه هوشیار و چه مست

 

لاجرم چهارشنبه ئی از ره رسید

 

فصل غم هائی دگر باز هم رسید

 

روز پنجشنبه چو آمد در میان

 

الامان از دست سا لوس این سالوسیان

 

روز جمعه حرف آخر ، انتظار

 

بیقرارم  بیقرارم  بیقرار

 

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ جمعه 1387/04/07 ::

دلتنگی

 

آدما بعضی وقتا از بعضی چیزا دلشون میگیره:

 

بعضیا بخاطر فرصتهای از دست رفته

 

بعضیا بخاطر دل هائی که شکوندن

 

بعضیا بخاطر دلشون که یکی دیگه شکوندتش

 

بعضیا بخاطر فاصله گرفتن از بعضی چیزا که دلشون نمی خواسته ازش فاصله بگیرن

 

بعضیا بخاطر رسیدن به بعضی چیزا که دلشون نمی خواسته بهش برسن ولی رسیدن

 

بعضیا بخاطر بعضیا

 

بعضیا بخاطر خیلیا

 

بعضیا بخاطر هیچی

 

 و بالاخره بعضیا هم بخاطر همه چی

 

....؟

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ چهارشنبه 1387/04/05 ::

مادر

تقدیم به مادر گلم که وجودم به وجودش بسته

 

به سخاوت نسیمی به طراوت بهار

 

مث یک چشمۀ جوشنده همیشه بیقرار

 

تو ز عاطفه لبریز مث مریم میمونی

 

تو دوای همۀ غم های عالم میمونی

 

عشق تو پاکتر از عشق همه عشاقه

 

اگه من برگ باشم تو برام یک ساقه

 

تو چه آسان گذری از خود و از تعلقت

 

جون من بسته به جونت فدای قدمت

 

دل تو بزرگ و جای همه تو قلبته

 

جونمم برات کمه دوست دارم یه عالمه

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ دوشنبه 1387/04/03 ::

عشق یعنی ...

 

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی گذر از صحرا و آب

 

عشق یعنی پر کشیدن از قفس

عشق یعنی هردو باشیم هم نفس

 

عشق یعنی من و تو یکی شدن

عشق یعنی بی همی با هم شدن

 

عشق یعنی دو روح در یک بدن

عشق یعنی من و تو ، هم سخن

 

عشق یعنی  دست تو در دست من

عشق یعنی حرف تو ، حرف من

 

عشق یعنی که گذشتن از غبار

عشق یعنی من پیاده ، تو سوار

 

عشق یعنی تار و پود یک سبد

عشق یعنی با تو بودن تا ابد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگی یعنی تولد تا به مرگ

زندگی یعنی که خونٍ توی رگ

زندگی یعنی شادی یعنی غم 

روزی صلح و روزی هم درگیر جنگ

 

عشق یعنی ...؟

زندگی یعنی ...؟

 

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ جمعه 1387/03/31 ::

جدائی

 

وقتی شنیدم اون دو نفری که با عشق زندگیشونو شروع کردن و در آستانه جدائی قرار گرفتن گفتم :

 

آهای ای مردمان سست بنیاد

 

فراموش شدگان  رفته از یاد

 

مگر در سینه هاتان دل ندارید؟

 

که اینسان عشق هاتان رفته بر باد

 

کجاست لیلی؟ کو آن عشق مجنون؟

 

فرو ریخت بیستون ؟ بر سر فرهاد ؟

 

کجا رفت آن همه شور و شر عشق؟

 

و  نجواها چرا  گردید  فریاد؟

 

چه شد آن آتیشن دلهای خونین؟

 

چرا  بر روزگاران رفته بیداد؟

 

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ چهارشنبه 1387/03/29 ::

دنیا

 

 

دنیا + من = دنیا

 

دنیا – من = دنیا

                    

                     دنیا + تو = دنیا                      

 

دنیا – تو = دنیا

 

دنیا + ما = دنیا

 

دنیا – ما =   ؟

 

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ سه شنبه 1387/03/28 ::

مست و هوشیار

 

محتسب مستی به ره د يد وگريبانش گرفت

 

مست گفت:ای دوست اين پيراهن است افسارنيست   

 

گفت:مستی ،زان سبب افتان و خيزان ميروی

 

گفت:جرم راه رفتن نيست،ره هموار نيست

 

گفت:می با يد ترا تا خانه قاضی برم

 

گفت:رو صبح ای،قاضی نيمه شب بيدار نيست

 

گفت:نزديک است والی را سرای،آ نجا شويم

 

گفت:والی ا ز کجادر خانه خمار نيست !

 

گفت:تا دا روغه را گوييم ،در مسجد بخواب

 

گفت:مسجد خوابگاه مردم بد کار نيست

 

گفت:ديناری بده پنهان وخودرا وارهان

 

گفت:کار شرع ،کاردرهم ودينار نيست !

 

گفت:از بهر غرامت جامه ات بيرون کنم

 

گفت:پوسيد ست،جز نقشی زپود وتار نيست

 

گفت:آگه نيستی کز سردرافتادت کلاه

 

گفت:درسر عقل با يد،بی کلاهی عار نيست

 

گفت:می بسيار خوردی زان چنين بيخود شدی

 

گفت:ای بيهوده گو!حرف کم وبسيار نيست

 

گفت:با يد حد زند هشيار مردم مست را

 

گفت:هشياری بيار،اينجا کسی هوشيار نيست!

                       

 (پروين اعتصامی)

 

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ یکشنبه 1387/03/26 ::

نقش کاشی

 

       از صـــــــعود تــــــــــــــا سقــــــوط

       از ســـــــاخت تــــــــــــــا فروپــاشی

       گـــــر ز حـــال هم بی خــــبر باشیم

       شده ایم مثـل نقش روی یک کاشی

 

 :: نوشته شده توسط شهرام در تاريخ جمعه 1387/03/24 ::